نیاز به شنفتمان بجای گفتمان

نیاز به شنفتمان بجای گفتمان

470

چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در شرایطی برگزار شد که در ۴۰ سال گذشته فراز و نشیب های فراوانی را طی کرده و همواره با سختی ها و مشکلات گوناگونی دست و پنجه نرم کردیم .
این انقلاب به خصوص برای جوانان دهه ۶۰ یا به قولی نسل متولد شده انقلاب که همراه با تمام مشکلات موجود لحظه به لحظه رشد و نمو کردند و خود را مانند یک موش آزمایشگاهی دیدند که در تمام این سالها تنها به عنوان معیاری بودند برای آزمون های صحیح و خطا ، همراه با مدیران ارشد کشوری ، روسای جمهور و نمایندگان مختلفی بوده است که در دوره های گوناگون با گفتمان های مختلفی خود را عرصه کشور به منصه ظهور گذاشتند و با همین گفتمان ها که در هر دوره رنگ و بویی تازه و متفاوت با دوره قبل داشتند طبقات مختلف کشور به خصوص جوانان که در راس آنان هم نسلان دهه شصتی بودند را به پای صندوق های رای کشاندن و با شعارهایی در شکل گفتمان به مهیج کردن انتخابات کمک کردند و توانستند رای لازم برای رسیدن به اهداف خود و صندلی های رنگارنگ جمهوری اسلامی ایران بدست بیاورند و البته اتفاقات بعد از آن برای مردم به خصوص جوانان زیاد خوشایند نبود .
جوانانی که در مرحله اول به خاطر سرزمین مادری شان و رهبری عظیم الشان آن پا به بحث داغ انتخابات می گذاشتند و در مرحله بعد به امید آینده بهتر و رهایی از بند مشکلاتی که از زمان کودکی همواره و لحظه به لحظه با آنان بزرگ و بزرگتر شده بود تنور انتخابات را داغتر کردند ولی صد افسوس که در تمام این ۴۰ سال گفتمان های افراد در حد همان گفتن ماند و هیچگاه رنگ و بوی تحقق به خود نگرفت .
گفتمان هایی که تنها از دل اشخاص بی دردی خارج میشد که تنها به فکر رای و انتخاب شدن خود جهت رسیدن به صندلی ها و حقوق های نجومی بودند و از درد و رنج مردم ستم کشیده هیچگاه خبر نداشتند .
بهتر بگویم ، اینها تنها گفتمان بودند ، یعنی فقط اقشار خاصی می آمدند و یک سری حرف میزدند و ناگهان غیب میشدند تا چهار سال آینده و هیچ وقت فردی نیامد تا پای درد و دل مردم بنشیند ، هیچ وقت شخصی نبود که بیاید و بگوید اینبار من آمده ام تا تنها بشنوم آمده ام #شنفتمان داشته باشم و شما مردم به خصوص جوانان تنها بگویید و بگویید ، از تمام درد ها و رنج ها بگویید که اینبار میکروفن و بلندگو در دستان شماست ، اینبار من پایین می مانم و شما از آن بالا بر سر من فریاد بکشید و بدون ترس حق خود را بخواهید .
تنها چیزی که من میدانم این است که هیچگاه شنیدن به نفع مدیران فسیل شده انقلاب نیست ، مدیرانی که تنها به فکر جیب خود و اختلاس های چند هزار میلیاردی و ژن های به اصطلاح خوب خود هستند و هیچگاه به میان مردم نیامده اند و هرگاه نیز مجبور به عبور از میان جوانان و قشر ضعیف که به قول حضرت امام خمینی (ره) انقلاب مدیون آنهاست ، شدند با لشگری از محافظین و مراقبین و ماشین های ضد گلوله ایی بوده است که حتی تشخیص اینکه چه شخصی در حال عبور هست نیز سخت می باشد .
اینجانب به عنوان یک دهه شصتی و نسل متولد شده انقلاب اعلام میدارم دیگر از هرگونه شعار و گفتمان خسته شدم و اینبار منتظر یک شنفتمان هستم از درد و رنج مردم .
هم نسلی های عزیز ؛
حزب همدلی مردم تهران (همت) برای اولین بار آمده است تا به جای شعار های رنگارنگ اینبار تنها بشنود و بعد عمل کند ، آمده است بلندگوی درد و غم مردم باشد و بدون هیچ ژنرالی در پیشانی آن ، کار را تنها به جوانان و لشگر بیکاران این سرزمین سپرده است . حزبی که از دل خود مردم برخواسته آنهم در زمانی که کار از هیچ مدیر فسیل شده ایی برنمی آید آمده تا برای اولین بار شنفتمان داشته باشد .

سعید فخرواعظی
عضو جوان شورای مرکزی
و عضو لشگر بیکاران




دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *