مقدمه
سازمان ملل متحد که روزگاری نماد امید و ضامن صلح جهانی بود، امروز خود به نماد تردید بدل شده است. نهادی که باید ستون اعتماد و عدالت باشد، درگیر بحرانی عمیق از «هویت ذاتی» خویش است؛ بحرانی که نه صرفاً ضعف ساختاری، بلکه نشانهای از فروپاشی جایگاه بیطرف و مقتدر سازمان در نظم جهانی است.
در سالهای اخیر، بهویژه در دوران ریاستجمهوری ترامپ، اعتبار شورای امنیت و کل سازمان ملل بهشدت آسیب دید. نهادی که باید محل حلوفصل اختلافات باشد، به صحنهای برای نمایش رقابتهای ملیگرایانه و سیاسی قدرتهای بزرگ بدل شده است. اختلافات میان ایالات متحده و اروپا، و همچنین میان آمریکا و قدرتهای شرقی، شکافهای درونی سازمان را عمیقتر کرده و توان آن در مدیریت بحرانهای جهانی را بهطور جدی کاهش داده است.
نمونه بارز این بحران، اقدامات غیرقانونی ایالات متحده علیه ونزوئلاست؛ تحریمهای یکجانبه، فشارهای سیاسی ، حمله و بازداشت غیرقانونی رئیسجمهور این کشور آشکارا با اصول منشور سازمان ملل در تضاد است. این رفتارها، همانند نمونههای پیشین در ایران، عراق، افغانستان و فلسطین و… نشاندهنده الگویی تکرارشونده است که مشروعیت سازمان ملل را زیر سؤال برده و آن را در جایگاه تماشاگر منفعل قرار داده است؛ نهادی که باید مدافع عدالت و صلح باشد، اما در برابر چنین تخلفات آشکاری عملاً عملکردی ندارد.
زوال هویت سازمان ملل پیامدهایی فراتر از روابط میان قدرتهای بزرگ دارد. این روند میتواند به تضعیف قواعد حقوق بینالملل، کاهش اعتماد ملتها به نهادهای چندجانبه، و گسترش بیثباتی در مناطق مختلف جهان منجر شود. جهانیان بهزودی آثار این فروپاشی را در عرصههای امنیتی، اقتصادی و اجتماعی احساس خواهند کرد.
بازسازی هویت سازمان ملل تنها با بازگشت به اصول اولیه آن، یعنی عدالت، برابری و مشارکت واقعی همه ملتها امکانپذیر است. این بازسازی نیازمند اصلاحات بنیادین در ساختار تصمیمگیری، کاهش انحصار قدرتهای بزرگ و تقویت نقش کشورهای در حال توسعه است. از جمله راهکارهای عملی میتوان به اصلاح حق وتو، افزایش اختیارات مجمع عمومی، و ایجاد سازوکارهای نظارت مستقل بر عملکرد شورای امنیت اشاره کرد.
تنها با چنین اصلاحاتی است که سازمان ملل میتواند از حاشیه به متن بازگردد و بار دیگر به خانه مشترک بشریت بدل شود؛ نهادی معتبر و مؤثر در پاسداری از صلح و عدالت جهانی.
شهرام حسیننژاد دانشور
دبیرکل حزب همدلی مردم تحولخواه (همت)